تبليغاتX
سیب های کال
طرحی برای برگزاری انتخابات سالم و بدون هیچ گونه حاشیه در دوره ی یازدهم ریاست جمهوری :

با شبهه هایی که عده ای درباره ی نوع  برگزاری انتخابات دهم مطرح کردند و اعلام این که در انتخابات تقلب صورت گرفته ، و هم چنین ارائه ی مستندات مستدل ! و معتبر ! از جانب کاندیداهای معترض ، به ویژه آقای موسوی ، و همین طور هزینه های سرسام آوری که صرف برگزاری انتخابات می شود و زمان و انرژی که مردم و کاندیداها در زمان تبلیغات صرف می کنند ،

 ما ، عد ه ای از دانشجویان رشته ی جامعه شناسی و علوم سیاسی ، بر آن شدیم که پس از تحقیقاتی که انجام دادیم ، طرحی برای انتخابات دوره های بعدی ریاست جمهوری ارائه بدیم .

 این طرح پیشنهادی ما موجب از بین رفتن بسیاری از شبهات و تقلب ها و همین طور صرفه جویی عظیمی در پول ، وقت و انرژی مردم ، کاندیداها و کشور می شود .

و اما طرح پیشنهادی :

ما فرض رو بر این می گذاریم که رقبای اصلی انتخابات دوره ی یازدهم دکتر احمدی نژاد و مهندس موسوی باشند . و از این رو که در دوره ی دهم کاندیداهای معترض ، ملاک خودشون رو در نتیجه گیری ، استان تهران و به طور خاص شهر تهران قرار دادند ، و همین طور با ابتکار برگزیدن رنگی به عنوان نماد کاندیداها در دوره ی دهم ، در روز برزاری انتخابات یازدهمین دوره ی ریاست جمهوری ، به جای چاپ تعرفه و ایستادن در صف های طولانی و انداختن آرا در صندوق ها ( دو جداره !!! ) ، و برای جلوگیری از هر گونه تخلف و تقلب احتمالی ، از مردم شریف ایران عزیز که همان مردم تهران هستند ، در یک فراخوان گسترده ، دعوت به عمل بیارن که در اتوبان تهران - قم ( به دلیل بزرگی و وسعت ) ، در یک لاین حامیان آقای احمدی نژاد ، و در لاین دیگر حامیان آقای موسوی ، با رنگی که به عنوان نماد کاندیدا اعلام شده راهپیمایی برگزار کنند. و این راهپیمایی که در سکوت برگزار میشه ، توسط اعضای شورای نگهبان و ناظرین و نماینده های کاندیداها از داخل هلی کوپتر هایی که بر فراز مردم پرواز می کنند مورد ارز یایی های دقیق و علمی :

۱. از نظر تعداد طرفداران آقای موسوی ( رنگ سبز ) ، و آقای احمدی نژاد ( پرچم ایران )

۲ . مساحت اشغال شده در هر لاین اتوبان

۳. ظاهر و به نوعی تیپ و شخصیت طرفداران هر یک از کاندیداها

قرار بگیرد .

بدیهی است که  در پایان راهپیمایی رئیس جمهور منتخب مردم ایران ! مشخص و انتخاباتی سالم ، پرشور، حماسی ! ، بدیع ، و به دور از هرگونه حاشیه ، تقلب ، اغتشاش و خونریزی خواهیم داشت .

 

 

 

                      نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 8:15 PM توسط آسمون| |

تمام ۲۴ سال عمر

۳۶۵ روز هر سال

۳۰ روز هر ماه

۷ روز هر هفته

۲۴ ساعت هر روز

۶۰ دقیقه ی هر ساعت

۶۰ ثانیه ی هر دقیقه

هرلحظه ی هر ثانیه

حالا فهمیدم :

بی تو

هیچ بود

به هیچ گذشت

 به هیچ

هیچ

سیب های کال

                      نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 7:36 PM توسط آسمون| |

با اغتشاش مخالفیم!!

                      نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 7:19 PM توسط آسمون| |

فصلی به نام آدم و حوا دروغ بود.

آری تمام سهم تو با ما دروغ بود.

جایی برای بودنم اینجا نمانده است،

وقتی که حرفهای تو ، آقا ُدروغ بود.

توی کتاب اولتان مثل دیگران

سیب و انار هدیه دارا دروغ بود.

سهم شما پرنده شدن، آسمان، هوا

یک پر میان دفتر سارا دروغ بود؟

پای شکستن ما شرط بسته اید؟

قول و قرارتان همه آیا دروغ بود؟

ما اهل سفره های تعارف نبوده ایم

یک تکه نان و هوای مداوا دروغ بود؟

می ترسم از پلیدی این ماجرا، نگو

آن چهره مؤقر و زیبا دروغ بود.

رنگ دو چشم خودم را نخواستی

و عاشق همیشه و حالا! دروغ بود.

دیگر کسی به خلوتمان سر نمی زند

آن لحظه های شوق تماشا دروغ بود.

پای ضریح مسجد دیروز مانده ایم

دیدارمان برای ساعت فردا دروغ بود.

من دوست داشتم این مرد را چرا

پایان تلخ قصه اش اما دروغ بود...

                      نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 7:38 PM توسط آسمون| |

بغض های کال من ، چرا چنین ؟

گریه های لال من ، چرا چنین ؟

جزر و مد یال آبی ام چه شد ؟

اهتزاز بال من ، چرا چنین ؟

رنگ بال خواب های من پرید

خامی خیال من ، چرا چنین ؟

آبگینه تاب حیرتم نداشت

حیرت زلال من ، چرا چنین ؟

دل مجال پایمال درد بود

تنگ شد مجال من ، چرا چنین ؟

خشک و خالی و پریده لب دلم

کاسه سفال من ، چرا چنین ؟

داغ تازه تو ، داغ کاغذی

داغ دیر سال من ، چرا چنین ؟

هر چه و همه، تمام مال تو

هیچ و هیچ مال من ، چرا چنین ؟

سال و ماه و روز تو چرا چنان ؟

روز و ماه و سال من ، چرا چنین ؟

در گذشته ، سرگذشتم این نبود

حال ، شرح حال من ، چرا چنین ؟

نسل اعتراض انقراض یافت !

حیف شد ، زوال من ، چرا چنین ؟

ای چرا و ای چگونه عزیز !

جرئت سوال من ، چرا چنین ؟

قیصر امین پور

                      نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 5:41 PM توسط آسمون| |
يكي از نوراني‌ترين ماه‌هاي خداوند، فردا با برآمدن آفتاب طلوع مي‌كند و ما را به دعا و نيايش و آمادگي براي حضور در طلايي‌ترين فرصت‌هاي بندگي فرا مي‌خواند.

 
پيامبر مكرم اسلام (ص) فرموده است: هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، موجب خشنودي خدا مي‌شود، غضب الهي را از خود دور مي‌كند و دري از درهاي جهنم به روي او بسته مي‌شود.
رسول گرامي ما همچنين مي‌فرمايد: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است.

ثواب نماز در ماه رجب
ماه رجب به بندگان خدا، روزه و نماز بسيار توصيه شده است. رسول خدا (ص) فرمود: كسي كه در يكي از شب‌هاي ماه رجب ده ركعت نماز بخواند و در هر ركعت يك مرتبه حمد، يك مرتبه سوره «كافرون» و سه مرتبه سوره توحيد را بخواند، خداوند گناهان گذشته او را مي‌بخشد و براي هر ركعتي عبادت شصت سال را و براي هر سوره، قصري در بهشت عطا فرمايد.
ايشان همچنين فرمود: كسي كه در يكي از شب‌هاي ماه رجب، يكصد مرتبه سوره توحيد را در دو ركعت نماز بخواند (همه را در يك ركعت يا بخشي را در ركعت اول و بخشي را در ركعت دوم) مانند اين است كه يكصد سال در راه خدا روزه گرفته است.
از سلمان فارسي روايت است كه روز آخر جمادي‌الثاني (مثل امروز) به ديدن حضرت محمد مصطفي (ص) رفتم. حضرت فرمودند: سلمان! تو از ما اهل بيت هستي. نمي‌خواهي تو را از چيزي آگاه كنم؟ سپس فرمود: اگر هر مرد يا زن مؤمني در ماه رجب، سي ركعت نماز بجا آورد كه در هر ركعتي سوره فاتحة‌الكتاب را يك بار، توحيد را سه بار و كافرون را سه بار بخواند، خداوند متعال هر گناهي را كه او در خردسالي يا بزرگسالي مرتكب شده برايش پاك كرده و پاداش كسي را به او عنايت مي‌كند كه تمام اين مار را روزه گرفته است. بدان كه خداوند تا سال آينده او را از نمازگزاران قرار مي‌دهد و هر روز عمل شهيدي از شهداي بدر برايش بالا مي‌رود.
براي هريك از شب‌هاي ماه رجب، نمازي وارد شده است كه از فردا به تدريج، نمازهاي هرشب از اين ماه پرخير به اطلاع كاربران فارس خواهد رسيد.

ليلةالرغائب يا شب آرزوها
اولين شب جمعه ماه رجب را ليلةالرغائب به معني شب آرزوها مي‌گويند. گويي كه روزه‌داران نخستين روز ماه رجب و نمازگزاران اولين شب جمعه اين ماه به تمام آرزوهاي خود خواهند رسيد.

براي اين شب عملي از رسول خدا (ص) ذكر شده كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است:
در صورت امكان و بلامانع بودن، روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابين نماز مغرب و عشاء 12 ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي‌شود و در هر ركعت، يك مرتبه سوره حمد، 3 مرتبه سوره قدر و 12 مرتبه سوره توحيد خوانده شود و چون 12 ركعت به پايان رسيد، 70 بار ذكر «اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله» گفته شود. پس از آن در سجده 70 بار ذكر «سبوحٌ قدوسٌ رب الملائكة والروح» گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، 70 بار ذكر «رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم» گفته شود. دوباره به سجده رفته و 70 مرتبه ذكر «سبوح قدوس رب‌الملائكة والروح» گفته شود. در اينجا مي‌توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست كرد.
پيامبر اكرم (ص) درباره فضيلت اين نماز مي‌فرمايد:
كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي‌فرستد. پس او به آن فرد مي‌گويد: اي حبيب من! بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي.
آن بنده مي‌پرسد: تو كيستي؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده‌ام و كلامي شيرين‌تر از كلام تو نشنيده‌ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده‌ام.
آن زيباروي پاسخ مي‌دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردي. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.

دعاي ماه مبارك رجب
اين دعاي كوتاه، اما پرمعنا، پس از نمازهاي يوميه به صورت تعقيبات خوانده مي‌شود و فضيلت بسيار دارد. اما اين دعا:


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْر وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِالدُّنْيا وَ جَميعَ خَيْرِالاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّالدُّنْيا وَ شَرِّالاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوص ما اَعْطَيْتَ وَ زِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
در اينجا خواننده دعا محاسن يا موي خود را به دست مي‌گيرد و با حركت دادن انگشت اشاره دست به طرفين ادامه مي‌دهد:
يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْمآءِ وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّارِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش در هر شرى ايمنى جويم. اى كه عطاى بسيار در برابر طاعت اندك مى‌دهد. اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد. اى كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد. از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من به خاطر درخواستى كه از تو كردم؛ همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بردار از من به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم، همه شر دنيا و شر آخرت را. زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد و بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار!

التماس دعا

                      نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 8:26 PM توسط آسمون| |

                      نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 8:23 PM توسط آسمون| |
من خواب ديده ام كه كسي مي آيد
من خواب يك ستاره ي قرمز ديده ام
و پلك چشمم هي ميپرد
و كفشهايم هي جفت ميشوند
و كور شوم
اگر دروغ بگويم
من خواب آن ستاره قرمز را
وقتي كه خواب نبودم ديده ام
كسي مي آيد
كسي مي آيد
كسي ديگر
كسي بهتر
كسي كه مثل هيچكس نيست،

               مثل پدر نيست،
                       مثل انسي نيست،
                              مثل يحيي نيست،
                                        مثل مادر نيست
و مثل آن كسي ست كه بايد باشد
و قدش از درخت هاي خانه ي معمار هم بلندتر است
و
از برادر سيد جواد هم
كه رفته است
و رخت پاسباني پوشيده است نمي ترسد
و از خود سيد جواد هم كه تمام اتاقهاي منزل ما مال اوست نميترسد
و اسمش آنچنانكه مادر
در اول نماز و در آخر نماز صدايش ميكند
يا قاضي القضات است
يا حاجت الحاجات است
و ميتواند
تمام حرف هاي سخت كتاب كلاس سوم را
با چشم هاي بسته بخواند
و ميتواند حتي هزار را
بي آنكه كم بياورد از روي بيست ميليون بردارد
و ميتواند از مغازه ي سيد جواد،
               ‌ هر چقدر كه لازم دارد ، جنس نسيه بگيرد
و ميتواند كاري كند كه لامپ الله
كه سبز بود :
مثل صبح سحر سبز بود
دوباره روي آسمان مسجد مفتاحيان روشن شود

آخ
چقدر روشني خوبست


چقدر روشني خوبست

و من چقدر دلم ميخواهد
كه يحيي
يك چار چرخه داشته باشد
و يك چراغ زنبوري
و من چقدر دلم ميخواهد
كه روي چارچرخه ي يحيي ميان هندوانه ها و خربزه ها بنشينم
و دور ميدان محمديه بچرخم
آخ
چقدر دور ميدان چرخيدن خوبست


چقدر روي پشت بام خوابيدن خوبست
چقدر باغ ملي رفتن خوبست
چقدر مزه ي پپسي خوبست
چقدر سينماي فردين خوبست
و من چقدر از همه ي چيزهاي خوب خوشم مي آيد
و من چقدر دلم ميخواهد
كه گيس دختر سيد جواد را بكشم
چرا من اينهمه كوچك هستم
كه در خيابانها گم ميشوم
چرا پدر كه اينهمه كوچك نيست
و در خيابانها هم گم نميشود
كاري نميكند كه آن كسي كه بخواب من آمده ست،
                             روز آمدنش را جلو بياندازد
و مردم محله كشتارگاه
كه خاك باغچه شان هم خونيست
و آب حوض هاشان هم خونيست
و تخت كفش هاشان هم خونيست
چرا كاري نمي كنند
چرا كاري نمي كنند


چقدر آفتاب زمستان تنبل است

من پله هاي پشت بام را جارو كرده ام
و شيشه هاي پنجره را هم شسته ام
چرا پدر فقط بايد
در خواب ، خواب ببيند

من پله هاي پشت بام را جارو كرده ام
و شيشه هاي پنجره را هم شسته ام

كسي مي آيد
كسي مي آيد
كسي كه در دلش با ماست،
                   در نفسش با ماست،
                                 در صدايش با ماست


كسي كه آمدنش را
نميشود گرفت
و دستبند زد و به زندان انداخت
كسي كه زير رختهاي كهنه ي يحيي بچه كرده است
و روز به روز
بزرگ ميشود ، بزرگتر ميشود

كسي از باران ،
از صداي شرشر باران ،
از ميان پچ و پچ گلهاي اطلسي ...

كسي از آسمان توپخانه در شب آتش بازي مي آيد
و سفره را مياندازد
و نان را قسمت ميكند
و پپسي را قسمت ميكند
و باغ ملي را قسمت ميكند
و شربت سياه سرفه را قسمت ميكند
و روز اسم نويسي را قسمت ميكند
و نمره ي مريضخانه را قسمت ميكند
و چكمه هاي لاستيكي را قسمت ميكند
و سينماي فردين را قسمت ميكند
و رخت هاي دختر سيد جواد را قسمت ميكند
و هر چه را كه باد كرده باشد قسمت ميكند
و سهم ما را هم ميدهد
من خواب ديده ام ...
 
فروغ فرخزاد
                      نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 5:40 PM توسط آسمون| |