سلام .
من آسمونه سیب های کاله بلاگفام و آسمونی که یه ماهه گذشته این وبلاگو آپ می کرد آسمونه سیب های کاله سیب سرخ نچیده ی بلاگ اسکای بود .
یعنی داداشیم . که حالا مردی شده برا خودش . ( ماشاا... )
...
فقط همین ...
فعلا خدانگهدار .
آسمون
نوشته شده در دوشنبه 30 دی1387ساعت
1:40 PM توسط آسمون| |
تابوت تنگ وتاریک مثل دیگران بودن را که تاب نیاوری
رسوایی مثل خودت بودنبه بار می آید
و این همه نگاه که تو را سنگسار مثل هیچکس بودن می کنند
نمی بینند
داغ دردی که بر پیشانی تقدیرت نهاده ای:
"مثل هیچکس نباش,حتی خودت"
به رسم پی نوشت:
قماربازها ,حتّی دستهای جور را یک جور بازی نمی کنند...
رسوایی مثل خودت بودنبه بار می آید
و این همه نگاه که تو را سنگسار مثل هیچکس بودن می کنند
نمی بینند
داغ دردی که بر پیشانی تقدیرت نهاده ای:
"مثل هیچکس نباش,حتی خودت"
به رسم پی نوشت:
قماربازها ,حتّی دستهای جور را یک جور بازی نمی کنند...
نوشته شده در جمعه 27 دی1387ساعت
2:6 PM توسط آسمون| |
حس و حال گوش کردن نداشتم .
او می گفت :
"به خودت بیا .
خودت مهم تری یا اون ؟
اون دیگه تو زندگی تو نیست .
رفته ...
می فهمی ؟!!"
گوشم را به زور به تلفن چسابنده بودم .
اما دلم بازی می کرد . فرفره ی چند رنگ باران را می چرخاندم و کودکانه از رقص رنگهایش لذت می بردم.
آخ چه قدر لذت به خودم بدهکارم ...
نوشته شده در جمعه 20 دی1387ساعت
7:27 PM توسط آسمون| |


